خلوتی با انوری
شمارهٔ ۹۱ - در ندامت و شکایت
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با آنکه چند سال بدیدم بتجربتکز کل خواجگان جهان بوالحسن بهست
۲
پنداشتم که بازوی احسان قویترستآنجا که بر کتف علم پیرهن بهست
۳
یا همچو سرو نش در آزادگی کندآنرا که باغ و برکه و سرو و چمن بهست
۴
یا همچو شمع نور به هرکس رساند آنکدر پیش او نهاده به گوهر لگن بهست
صفحهٔ ۱ از ۲