شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گوید

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکلکه مردمی نه همین هیکل هیولا نیست
۲
به حسن ظاهر و باطن مسلمت نکنندکه این دو هم ز صفتهای روح حیوانیست
۳
وگر تو گویی نطقست مر مرا گویمکه این حدیث هم از احمقی و کم‌دانیست
۴
اگر به نطق همی حرف و صوت را خواهیزنخ مزن نه قیاسیست این نه برهانیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth