خلوتی با انوری
شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدایگوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد
۲
آستان ساحت جاه ترا چون برکشیدعقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد
۳
فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوختچون قضا در دیدهٔ بخت تو بیداری نهاد
۴
دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانکبالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲