خلوتی با انوری
شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کلاهی بزرگ کرد مراآنکه گیتی به چشمشس آمد خرد
۲
آنکه آب کلاهداری چرخآب دستار خواجگیش ببرد
۳
هر که پیشش کمر به خدمت بستبر کله گوشهٔ زمانه سپرد
۴
... در زهرهٔ سپهر نمودتا کلاهه بخورد و لب بسترد
صفحهٔ ۱ از ۳