شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کند

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مقبلی آنکه روز و شب ادباراز سر و ریش او همی ریزد
۲
دست بر نبض هر کسی که نهادروح او از عروق بگریزد
۳
هر کجا کو نشست از پی طبدرزمان بانگ مرگ برخیزد
۴
ملک‌الموت کوفته دارداندر آن دارویی که آمیزد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth