خلوتی با انوری
شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خداوندی که از دریای دستت روزگارآز مفلس را چو کان تا جاودان قارون کند
۲
گر سموم قهر تو بر بحر و کان یابد گذردر این بیجاده و بیجادهٔ آن خون کند
۳
ور نسیم لطف تو بر آتش دوزخ وزدشعلهٔ او فعل آب دجله و جیحون کند
۴
کلک تو میزان حشر آمد که در بازار ملکزشت و خوب از هم جدا و خیر و شر موزون کند
صفحهٔ ۱ از ۳