شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خداوندی که پیش لطف خاک پای توآب حیوان از وجود خویش بیزاری کند
۲
پای باست زین اگر بر خنگ ایام افکندفتنه نتواند که در ظلمش ستمکاری کند
۳
روی هر خاکی که از موزه‌ت جمالی کسب کردتاابد با زمزم و کوثر کله داری کند
۴
موزهٔ خاص ترادستار کردم از شرفموزهٔ خاص ترا زیبد که دستاری کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth