شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۲۳۶ - در نکوهش روزگار

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک چند روزگار نه از راه مکرمتبر ما دری ز نعمت گیتی گشاده بود
۲
چون چیز اندکی به هم افتاد باز بردگفتی که نزد ما به امانت نهاده بود
۳
وامروز هرکه گویدم آن نیم ثروتیکز مادر زمانه به تدریج زاده بود
۴
چون با تو نیست گویمش آن بازخواست زودگویی دهنده از سر جودی نداده بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth