شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

شمارهٔ ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدین

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دراز گشت حدیث درازدستی ماسپید گشت به یک ره سپیدکاری برف
۲
زمین و آب دو فعلند پر منافع سختهوا و آب دو بحرند پر عفونت ژرف
۳
فغان من همه زین عیش تلخ و روی ترشچنانکه قلیه افعی خوری بریق ترف
۴
فغان من ز خداوند من حمیدالدینکه از وجود من او را فراغتیست شگرف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth