خلوتی با انوری
شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینتچه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری
۲
ندارد بنده استحقاق این چندین خداوندیولیکن تو خداوندا خداوندی آن داری
۳
به مستی خارجیها کردهام چندان که از خجلتنمییارم که عذری خواهم امروزت به هشیاری
۴
اگرچه دم نمییارم زدن لیکن چنانک آیدبه شوخی میبرم در پیش تو لنگی به رهواری
صفحهٔ ۱ از ۲