خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا من بنا قصر الکمال مشیدالا زال سعدا بالسعود مؤیدا
۲
هز القلوب و ردها بصدودهفغدا دماء العاشقین مبددا
۳
یا ساکنین محال العشق فی قلقتظنون ان العشق یترککم سدا
۴
لا و الذی حاز الملاحه و البهاو لم یبق للعشاق حیلا و لا یدا
صفحهٔ ۱ از ۲