خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بریده شد از این جوی جهان آببهارا بازگرد و وارسان آب
۲
از آن آبی که چشمه خضر و الیاسندیدست و نبیند آن چنان آب
۳
زهی سرچشمهای کز فر جوششبجوشد هر دمی از عین جان آب
۴
چو باشد آبها نانها برویندولی هرگز نرست ای جان ز نان آب
صفحهٔ ۱ از ۴