خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیستجمله شاهانند آن جا بندگان را بار نیست
۲
گر تو نازی میکنی یعنی که من فرخندهامنزد این اقبال ما فرخندگی جز عار نیست
۳
گر به فقرت ناز باشد ژنده برگیر و برونزد این سلطان ما آن جمله جز زنار نیست
۴
گر تو نور حق شدی از شرق تا مغرب بروزانک ما را زین صفت پروای آن انوار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳