شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوستگرچه غلط می‌دهد نیست غلط اوست اوست
۲
گاه خوش خوش شود گه همه آتش شودتعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست
۳
نقش وفا وی کند پشت به ما کی کندپشت ندارد چو شمع او همگی روست روست
۴
پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یارمغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth