خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشدقهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد
۲
چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصرنقشی بدید آخر که او بر نقشها عاشق نشد
۳
جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشدآهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد
۴
من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پریخانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد
صفحهٔ ۱ از ۲