خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
۲
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکارانبه دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
۳
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کسیکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
۴
تو را بر در نشاند او به طراری که میآیدتو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
صفحهٔ ۱ از ۳