شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشدچو دیدی روز روشن را چه جای پاسبان باشد
۲
برای ماه و هنجارش که تا برنشکند کارشتو لطف آفتابی بین که در شب‌ها نهان باشد
۳
دلا بگریز از این خانه که دلگیرست و بیگانهبه گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد
۴
از این صلح پر از کینش وز این صبح دروغینشهمیشه این چنین صبحی هلاک کاروان باشد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth