شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن بنده آواره بازآمد و بازآمدچون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمد
۲
چون عبهر و قند ای جان در روش بخند ای جاندر را بمبند ای جان زیرا به نیاز آمد
۳
ور زانک ببندی در بر حکم تو بنهد سربر بنده نیاز آمد شه را همه ناز آمد
۴
هر شمع گدازیده شد روشنی دیدهکان را که گداز آمد او محرم راز آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth