شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۲) حکایت آن جوان که از زخم سنگ منجیق بیفتاد

بخش ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوانی داشت دیرینه رفیقیرسیدش زخم سنگ منجنیقی
۲
میان خاک و خون آغشته می‌گشترسیده جان بلب سرگشته می‌گشت
۳
دمی دو مانده بود از زندگانیشرفیق اندر میان ناتوانیش
۴
بدو گفتا بگو تا چونی آخرجوابش داد تو مجنونی آخر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth