شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کز تو همه جفا وفا شدآن عهد و وفای تو کجا شد
۲
با روی تو سور شد عزاهابی روی تو سورها عزا شد
۳
شد بی‌قدمت سرا خرابهباز از تو خرابه‌ها سرا شد
۴
از دعوت تو فنا شود هستوز هجر تو هست‌ها فنا شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth