شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان از سفر دراز آمدبر خاک در تو بازآمد
۲
در نقد وجود هر چه زر بوداز گنج عدم به گاز آمد
۳
بی مهر تو هر که آسمان رفتدرهای فلک فرازآمد
۴
بی آبی خویش جمله دیدندهرک از تو نه سرفراز آمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth