خلوتی با عطار
(۹) حکایت پیر زال سوخته دل
بخش نهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر یک روز در بازارِ بغدادبغایت آتشی سوزنده افتاد
۲
فغان برخاست از مردم بیکباروزان آتش قیامت شد پدیدار
۳
بره در پیر زالی مبتلائیعصا در درست میآمد ز جائی
۴
کسی گفتش مرو دیوانهٔ توکه افتاد آتشی در خانهٔ تو
صفحهٔ ۱ از ۳