شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۶) حکایت بهلول

بخش دهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر شوریده دل بهلول بغدادز دست کودکان آمد بفریاد
۲
پیاپی سنگ می‌انداختندشز هر سوئی بتگ می‌تاختندش
۳
چو عاجز گشت سنگی خرد از راهبایشان داد وخواهش کرد آنگاه
۴
که زین سان خرد اندازید سنگمز سنگ مه مگردانید لنگم
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth