شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید می‬کرد

بخش یازدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزرگی بود از اصحاب توحیدکه شد در بادیه عمری بتجرید
۲
نه با خود دلو و ابریق و رسن داشتنه آب و زادِ ره با خویشتن داشت
۳
بآخر در ره آمد چون غریباننهاده پارهٔ نان در گریبان
۴
گهی بوئیدی آن نان گه گرفتیگهی چون عاجزان لختی بخفتی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth