شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت

بخش دوازدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی دیوانهٔ کو بود در بندبلب می‌گفت رازی با خداوند
۲
یکی بر لب نهادش گوش حالیکه تا واقف شود زان سرِّ عالی
۳
بحق می‌گفت: این دیوانهٔ توکه بود او مدّتی هم خانهٔ تو
۴
چو در خانه نگنجیدی تو با اوکه در خانه تو می‌بایست یا او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth