خلوتی با عطار
(۶) حکایت امیرالمؤمنین عمرخطاب رضی الله عنه با جوان عاشق
بخش چهاردهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حربی رفت فاروق و ظفر یافتوزآن کفّار هر کس را که دریافت
۲
شهادة عرضه کردی گر شنیدینکُشتی ورنه حالی سر بریدی
۳
جوانی بود دل داده به معشوقبیاوردند او را پیشِ فاروق
۴
عمر گفتش به اسلام آر اقرارچنین گفت او که هستم عاشق زار
صفحهٔ ۱ از ۴