شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۶) حکایت مهستی دبیر با سلطان سنجر

بخش چهاردهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهستی دبیر آن پاک جوهرمقرَّب بود پیش تختِ سنجر
۲
اگرچه روی او بودی نه چون ماهولیکن داشت پیوندی بدو شاه
۳
شبی در مرغزار رادکان بودبه پیش سنجر خسرو نشان بود
۴
چو شب بگذشت پاسی شاه سنجربرای خواب آمد سوی بستر
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth