خلوتی با عطار
(۲) حکایت شیخ و مرغ همای
بخش پانزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر میرفت شیخی کاردیدهبره در دید طاقی برکشیده
۲
همائی کرده از کج بر سر اوبگسترده ز هم بال و پر او
۳
زبان بگشاد و گفت ای مرغ ناسازتو بی شرمک بدینجا آمدی باز
۴
بهر یک چند بگشائی پری تونشینی پس بقصر دیگری تو
صفحهٔ ۱ از ۳