شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۰) حکایت سنجر که پیش رکن الدین اکّاف رفت

بخش پانزدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر شد سنجر پاکیزه اوصافبخلوة پیشِ رکن الدینِ اکّاف
۲
زبان بگشاد شیخ و گفت آنگاهکزین شاهی نیاید ننگت ای شاه؟
۳
که هرگز پیر زالی پُر نیازینسازد خویشتن را پی پیازی
۴
که تا زان پی پیاز آن زن زالبنستانی تو چیزی در همه حال
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth