شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۴) حکایت پادشاه که از درویش در خشم شد

بخش شانزدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهی در خشم رفت از مردِ درویشبراندش با دلی پُر درد از پیش
۲
بدو گفتا ترا ندهم امانیچو اندر ملکِ من باشی زمانی
۳
برفت از پیشِ او مرد تهی دستبگورستان شد و آزاد بنشست
۴
چو شه بشنود حالی داد پیغامکه نه فرمودم ای شوریده ایام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth