خلوتی با عطار
(۴) حکایت پادشاه که از درویش در خشم شد
بخش شانزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهی در خشم رفت از مردِ درویشبراندش با دلی پُر درد از پیش
۲
بدو گفتا ترا ندهم امانیچو اندر ملکِ من باشی زمانی
۳
برفت از پیشِ او مرد تهی دستبگورستان شد و آزاد بنشست
۴
چو شه بشنود حالی داد پیغامکه نه فرمودم ای شوریده ایام
صفحهٔ ۱ از ۴