شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۰) حکایت سفیان ثوری رحمه الله

بخش هفدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر سُفیان ثوری چون جوان بودز کوژی قامت‌ِ او چون کمان بود
۲
یکی گفت ای امام آن جهانیچرا پشتت دو تا شد در جوانی‌؟
۳
به صورت وقتِ این پشتِ دو‌تا نیستکه پشت تو چنین دیدن روا نیست
۴
چه افتاده‌ست‌؟ ما را حال برگوینشانی ده‌، بیانی کن‌، خبر گوی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth