خلوتی با عطار
(۸) حکایت شیخ علی رودباری
بخش هجدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین گفتند جمعی هم دیاریز لفظ بوعلیّ رودباری
۲
که در حمّام رفتم من یکی روزجوانی تازه دیدم بس دلفروز
۳
برخساره چو ماه آسمان بودبه بالا همچو سرو بوستان بود
۴
سر زلفش بپای افکنده دیدمبروی او جهانی زنده دیدم
صفحهٔ ۱ از ۱۱