شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۰) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز

بخش هجدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بصحرا رفت شیخ مهنه ناگاهگروهی گرم رَو را دید در راه
۲
که می‌رفتند بر یک شیوه یک جایازار پای چرمین کرده در پای
۳
یکی را شاد بر گردن گرفتهبسی رندانش پیرامن گرفته
۴
مگر پرسید آن شیخ زمانهکه کیست این مرد، گفتند ای یگانه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth