خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشدغرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد
۲
زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین میدهیمکان ملک ما را به شهد و قند و حلوا میکشد
۳
خویش فربه مینماییم از پی قربان عیدکان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا میکشد
۴
آن بلیس بیتبش مهلت همیخواهد از اومهلتی دادش که او را بعد فردا میکشد
صفحهٔ ۱ از ۴