خلوتی با عطار
(۷) حکایت ابوعلی فارمدی
بخش بیست و دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین دادند ره بینان دمسازخبر از بوعلی فاربد باز
۲
که گفت ای مرد نه خوش شو بخواندننه دل ناخوش کن از خُسران و راندن
۳
قبول خویش را مشمر غنیمتمشو گر رَد شوی هرگز هزیمت
۴
که چون نفریبی از نعمت دمی تونگردی از بلا پست غمی تو
صفحهٔ ۱ از ۳