شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۸) سؤال کردن سائل از مجنون

بخش بیست و دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بمجنون گفت آن یاری ز یاریکه لیلی را تو چندین دوست داری
۲
بدو گفتا بحقّ عرش و کرسیکه گر من دوستش دارم چه پرسی
۳
رفیقش گفت چندین شعر گفتنشبانروزیت نه خوردن نه خفتن
۴
میان خاک و خون بودن بزاریچه بودست این همه بر دوستداری؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth