خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۶۴ - نامهٔ چهارم خشنودى نمودن از فراق و امید بستن بر وصل
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش روزی بود روز جداییاگر با وی نباشد بی وفایی
۲
اگر چه تلخ باشد فرقت یاردرو شیرین بود امید دیدار
۳
خوشست اندوه تنهایی کشیدناگر باشد امید یار دیدن
۴
وصال دوست را آهوست بسیارعتاب و خشم و ناز و جنگ و آزار
صفحهٔ ۱ از ۱۳