خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۶۵ - نامهٔ پنجم اندر جفا بردن از دوست
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا دیدم که چونین گش نبودیچنین تند و چنین سرکش نبودی
۲
ترا دیدم که چون میبَرزَدی آهز آه تو سیه شد بر فلک ماه
۳
ز خواری همچو خاک راه بودیبه کام دشمن و بدخواه بودی
۴
چو دوزخ بود جان تو ز بس تابچون دریا بود چشم تو ز بس آب
صفحهٔ ۱ از ۱۳