خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۶۸ - نامهٔ هشتم اندر خبر دوست پرسیدن
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی دارم به داغ دوست بریانگوا بر حال من دو چشم گریان
۲
تنی دارم به سان موی باریکجهان بر چشم من چون موی تاریک
۳
چو روزم پاک چون شب تیره گونستشبم از تیرگی بنگر که چونست
۴
به گیتی چشمم آنگه روز بیندکه آن رخسار جان افروز بیند
صفحهٔ ۱ از ۱۳