خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی
بخش ۱۰۶ - کشتن رامین زرد را به جنگ
ویس و رامین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بجست از خواب زرد و تیغ برداشتکجا چون شیر در کوشش جگر داشت
۲
چو پیل مست با رامین برآویختبیامد مرگ و از جانش درآویخت
۳
مرو را گفت رامین تیغ بفگنکه بر جانت گزندی ناید از من
۴
منم رامین ترا کهتر برادرمنه جان را ز بهر کین بر آذر
صفحهٔ ۱ از ۱۰