خلوتی با عطار
بخش ۴۱ - در صفت نی
خسرونامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی طاوس فر بگرفته ماریچه ماری همچو کار افتاده زاری
۲
تهی و قعر جان را دُر همی دادنی و خوشی چو شکّر پُر همی داد
۳
نفس زد گرچه شخصش بی روان بودبسی نالید امّا بی زبان بود
۴
بپاسخ بود بانگش بیست دربیستنبودش جان ولی از باد میزیست
صفحهٔ ۱ از ۴