شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرودچاشنی شکر او ز دهن می‌نرود
۲
بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مگیرگر برفت از دل تو از دل من می‌نرود
۳
همه مرغان ز چمن هر طرفی می‌پرّندبلبل بی‌دل یک دم ز چمن می‌نرود
۴
جان پروانه مسکین که مقیم لگنستتن او تا بنسوزد ز لگن می‌نرود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth