شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهر پر شد لولیان عقل دزدهم بدزدد هم بخواهد دستمزد
۲
هر که بتواند نگه دارد خردمن نتانستم مرا باری ببرد
۳
گرد من می‌گشت یک لولی پریرهمچنینم برد کلی کرد و مرد
۴
کرد لولی دست خود در خون منخون من در دست آن لولی فسرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth