شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آفتاب دولت بر آسمان برآمدباز آرزوی جان‌ها از راه جان درآمد
۲
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شدهر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
۳
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانستباز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
۴
سرگشتگان سودا جمله سوار گشتندکان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth