خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۲
باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اوّل دل من بر سر غوغا بنشستهر دم به هزار گونه سودا بنشست
۲
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبوداز جمله طمع برید و تنها بنشست
صفحهٔ ۱ از ۱