خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چشم پرخمارت دل را قرار ماندوز روی همچو ماهت در مه شمار ماند
۲
چون مطرب هوایت چنگ طرب نوازدمر زهره فلک را کی کسب و کار ماند
۳
یغمابک جمالت هر سو که لشکر آردآن سوی شهر ماند آن سو دیار ماند
۴
گلزار جان فزایت بر باغ جان بخنددگلها به عقل باشد یا خار خار ماند
صفحهٔ ۱ از ۲