شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدنددیوانگان بندی زنجیرها دریدند
۲
بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشانگویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند
۳
جان‌های جمله مستان دل‌های دل پرستانناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند
۴
مستان سبو شکستند بر خنب‌ها نشستندیا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth