خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمدهر مردهای ز گوری برجست و پیشش آمد
۲
دل را زبان بباید تا جان به چنگش آردجان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد
۳
جان غرق شهد و شکر از منبع نباتشمه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد
۴
خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمدکب از جوار آتش همطبع آتش آمد
صفحهٔ ۱ از ۳