خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد
۲
تشنیع میزنی که جفا کرد آن نگارخوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد
۳
عشقش شکر بس است اگر او شکر ندادحسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد
۴
بنمای خانهای که از او نیست پرچراغبنمای صفهای که رخش پرصفا نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲