شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش پریر گفت نهانی به گوش دودکز من نمی‌شکیبد و با من خوش است عود
۲
قدر من او شناسد و شکر من او کندکاندر فنای خویش بدیدست عود سود
۳
سر تا به پای عود گره بود بند بنداندر گشایش عدم آن عقدها گشود
۴
ای یار شعله خوار من اهلا و مرحباای فانی و شهید من و مفخر شهود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth